غرور

تو هميني سركش و مغرور
شايد موج شايد كوه
در هياهوي سكوت خود مي پيچاني صدايت را
اعتمادي نيست خاك را يكروز مي بيني
كه آخر باد هم گم مي كند بر ماسه و شن
رد پايت را

امروز از اون روزهاي پر هجو زندگي منه .
شايد بشه تا آخر روز يكجوري دووم آورد .
من كه شك دارم امروز بشه مثل آدم زندگي كرد

Anna   
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸۳