حضور خيالي

ستاره بود ‘ غزل بود ‘ ترانه بود و تو بودي
هــــــزار حادثه امـــــا بهانه بود و تو بودي
تو بــودي و شب قصه تو بودي و تب پرواز
هــــــــــزار آينه فرياد هــــــــــزار پنجره آواز
شب است و شعر دوباره ‘ شب است باغ ستاره
بـــــــه اعتبار تــــــو روشن مــــن و چـــراغ ستاره
حضورم ازتو هميشه ‘ سكوتم از تو صدا بود
تـــــــو آسمون تــــرانه ‘ پــرنده بود و رها بود
گـــذشتيم از شب قصه ‘ گذشتيم از شب آواز
نـــــــه از ستاره شنيديم نه گفتيم از تب پرواز
نه گفتي از شب گريه . نه گفتي از منه بي تو
در ايــــن حضور خيالــــي ‘ چگونه ماندن بي تو

Anna
  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸۳