خسته ام و بيزار

خسته ام و بيزار . از همه چيز خسته شده ام  . تمامی انرژی ام به اتمام رسيده است .ديگر نمی خواهم در اين دنيا هيچ كاری انجام دهم . / حتی حوصله نوشتن را هم ندارم . معذرت ميخواهم . اين روزها سخت بيزا و گريزانم .

آدم دوستی ها را سخت از دست ميدهد . من آخرين اميدم را هم از دست دادم  . نشنيده و نا شناخته پا به زندگی ام گذاشت . و همان طور بی محابااز دسترسم دور شد . pg121 هم از من گريخت . من به راستی بيمار شده ام و به راستی همه چيزم رااز دست خواهم داد .

آنا

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ دی ،۱۳۸۳