خوبی های مسيح

از خودم می پرسم مادر عيسی از كرامت پسرش چه اندازه آگاه بود ؟ آيا می دانست پسرش سرچشمه مشكلات ، ليك انسانی نيك بوه است . پس از مرگ عيسی ،و شايد به علت هواداري دوستان و حواريانش ، مريم بايد آن چه را كه او در دوران حياتش بود ، بيش تر درك كره باشد .

بالاخره يك روز خواهد آمد كه بتوانيم مسيح را همچون يك شعله درك كنيم ، شعله ای كه همه چيز در آن شور زندگی می گدازد . شايد سقراط رابطه ی ذهن عالی ای با شاگرانش داشت . اما عيسی می گذاشت شاگردانش او را احساس كنند . ببين با آن ها چه كرد ، يوحنا به شاعری تراز اول تبديل شد ، و پولس جهان را پيمود .

ميكل آنژ اندكی بهتر از نقاشانی بود كه پس از او آمدند - اما اكنون به خوبی راهی را كه او پيمود می شناسند .

مسيح انديشه انسان را دگرگون كرد .و انسان ها از طريق او راهی نوين را كشف كردند .

عزيزم !

به خاطره تمام خوبی ای كه تا كنون به من كرده ای ، تا ابد خجسته باشی . هربار كه با من سخن می گفتی ، دردی دلپذير در قلب حس ميكردم . تو مدام چكاد كوهی را به من نشان می دهی و می گوئی : آنا كی به آنجا می رسد ؟ و هر بار كه چنين می گوئی در پس واژه های تو آوای ديگری را می شنوم كه می گويد : دلم می خواهد آنا فردا به آن جا برسد .

زندگی من فقط  تجمعی از نواهای موسيقی بو كه در قلب تو خنيائی شد . باشد كه هماره بتوانيم سراسر تقدس هر دم را زيست كنيم .

 

سراسر عشق - آنا

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۳