سلام

بعد از مدت ها من دوباره آمدم

امروز روزي است كه من دوباره به شما پيوستم . بعد از دربه دری های فراوان.دلم برای بابا محمد و پيمان گلی خيلی تنگ شده است . دلم برای همه تنگ شده است . بعد از اين همه عذاب روحی و بستری شدن در بيمارستان دوباره بازگشتم و اين بار خيال رفتن ندارم . تنهايم نگذاريد كه اين انسانها بلای بدی بر سر من آوردند و راهی آسايشگاهم كردند . اين بار شما اميدم را نااميد نكنيد .

همه شما را دوست دارم

Anna

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٤