تقدیم به یار همیشه دوست

هر چند میدانم باز هم مواخذه ام می کند....

بغض هایم را به ابرها می دهم

و قلبم را از نام تو بر می کنم

نام تو ، بر لب ها زیباترین آغاز

سوگند به چشمانت که به نامت می نازم

آن لحظات گنگی را که در کوچه های خاطرت

به دنبال خودم می گردم

از بس کوچه های غزل

نیاز ماندنت را فریاد می زنم

می دانم نخواهی آمد

راستی

شب است و من افسرده هستم

بی تو شادی ندارم  و غم ربورده هستم

آنا

/ 0 نظر / 4 بازدید