شاید وقتی دیگر...

فقط به خاطر وفاداری به این صفحه و قولی که به آنا داده بودم فقط و فقط....

دوستان ویروس ها همه جا پیدا شده اند ، مواظب باشید مریض نشوید تا یادداشت هایتان همیشه به روز باشد!!

این قطعه از خودم است...


احمقانه ها وقت فوت؟!...

پياده می شوم!....

پياده می شوم آقا تمام وقتم فوت شد. بايد ID کارت های مردم را می رساندم. راستی اين بچه مطرب ها چه می شوند وقتی بزرگ شوند و جامعه من با اين ID کارت های بی صاحب و اين بچه ها کجا می رود؟علی شير خدا دردم دوا کن الله...؟!..

....خدا يا کاری کن که رفيق هايم را در آخرين پيچ جاده نبازم. کاری کن که بنويسم حتی جمله ای يا خطی و کاری کن تا بوی نان معده ام را تحريک نکند!....

پياده می شوم آقا! اين آفتاب سمت چپ اتوبوس خيلی داغ است مخصوصا اينکه لباس سياه پوشيده ام و از بدنم شرشر عرق می ريزد. چند لحظه بعد می روم در معرض باد سرد...گلويم درد می گيرد...عجب سرفه های دردناکی ست. از خواب می پرم ايستگاه آخری را هم رد کرده ايم و من همه چيز را در پيچ آخری باخته ام. از ابتدا گفته بودم پياده می شوم اما کسی نشنيده بود و من به خواب رفته بودم؛ من با نوای موسيقی مطربم ...علی شير خدا دردم دوا کن الله .!...به خواب ابدی فرو رفته بودم؛ درست روی همين صندلی های چرمی.درست کنار همين آلات مطربی و سوزن و اسکاچ فروش ها و سکته ای ها .... 

/ 0 نظر / 6 بازدید