دل ديوانه

پس ازا ين زاري مكن
هوس ياري مكن
بخواب آرام دل ديوانه
با غم ديرينه ام
به مزار سينه ام
بخواب آرام دل ديوانه
با تو رفتم بي تو باز آمدم
از سر كوي او دل ديوانه
پنهان كردم در خاكستر غم
آن همه آرزو دل ديوانه
چه بگويم با من اي دل چه ها كردي
تو مرا با عشق او آشنا كردي
پس از اين زاري مكن
وس ياري مكن
تو اي ناكام دل ديوانه
با غم ديرينه ام
به مزار سينه ام

/ 0 نظر / 4 بازدید